هرمزگان| با حضور گسترده مردم
با حضور گسترده مردم، رزمایش باشکوه ۱۱۰ هزار جانفدایان هرمزگانی در کنار آب های نیلگون خلیج فارس در بندرعباس برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، به نقل از خبرگزاری ایرنا؛ این اجتماع بزرگ و مردمی در بلوار ساحلی بندرعباس و همزمان در سواحل و جزایر هرمزگان برگزار شد؛ جایی که دریا در یک سوی میدان و مردم در سوی دیگر ایستاده بودند و پرچم ایران در میان جمعیت، تصویری از یک سرزمین و یک خاطره مشترک را پیش چشم میگذاشت.
اینجا هرمزگان است؛ سرزمینی که در جغرافیای ایران، همسایه تنگه هرمز و خلیج فارس است و در حافظه تاریخی خود، روایتهایی از جنگ، شهادت، ایستادگی و داغهای ناتمام را به نسلهای بعد سپرده است.
وقتی ساحل، میدان روایت یک ملت میشود
از نخستین ساعات برگزاری رزمایش، گروههای مختلف مردم خود را به ساحل رساندند؛ زنان با پوششهای سنتی و چفیه، نوجوانان و جوانان با لباس رزم، بسیجیان، طلاب و روحانیون، خانوادههای شهدا، اصناف و اقشار مختلف مردم.
پرچم ایران در میان جمعیت دستبهدست میشد و تصاویر شهدا، حاج قاسم سلیمانی و رهبر معظم انقلاب در دستان جوانان و نوجوانان دیده میشد.
در گوشهای از میدان، رژه موتوری و خودرویی برگزار شد و گردانهای مختلف بسیجی و اصناف از برابر جمعیت عبور کردند؛ تصویری که برای مردمان این خطه، یادآور سالهایی بود که جوانان هرمزگان از همین آب و خاک راهی جبههها شدند.
اما این اجتماع تنها بازخوانی گذشته نبود؛ نسل تازه نیز در آن حضور داشت؛ نسلی که جنگ را از روایت پدران و مادران خود شناخته و نام بسیاری از شهدا را از کتابهای مدرسه، دیوارهای شهر و خاطرات خانوادهها شنیده است.
از دفاع مقدس تا روایت «جنگ تحمیلی سوم»
در ادبیات این اجتماع، سخن از «جنگ تحمیلی سوم» نیز به میان آمد؛ تعبیری که از نگاه حاضران، یادآور تداوم تهدیدها و ضرورت حفظ آمادگی برای دفاع از ایران است.
برای مردم هرمزگان، مفهوم دفاع تنها در خاطرات سالهای جنگ تحمیلی خلاصه نمیشود؛ آنان در استانی زندگی میکنند که یکی از مهمترین پهنههای دریایی ایران را در خود جای داده و هر روز با مفهوم مرز، دریا و امنیت ملی زندگی میکنند.
همین نزدیکی با دریا و تنگه هرمز سبب شده است که واژه «دفاع» برای مردم این دیار، مفهومی عینی و ملموس داشته باشد؛ مفهومی که از خاطره رزمندگان دیروز تا نگاه نوجوانان امروز امتداد یافته است.
شجره طیبه؛ نامهایی که در نیمکتهای خالی ماندند
در میان هیاهوی جمعیت اما، گاهی یک تصویر میتواند تمام روایت را به خود اختصاص دهد؛ تصویر زنان و دخترانی که کیفهای صورتی و رنگی رنگی به یاد شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب را در دست گرفته بودند
«من دختر ایرانم، جانفدای ایرانم»
در میان جمعیت، دختران نوجوان با چفیه بر سر و گردن و لباس رزم، تصاویر شهدا را در دست داشتند، صدای آنان در کنار صدای پسران جوان بلند شد: «من دختر ایرانم، جانفدای ایرانم.»
در میان بانوان، مادر شهید مدافع حرم تختینژاد نیز حضور داشت؛ مادری که برای خانوادههای شهدا، تنها یک چهره آشنا نیست، بلکه بخشی از روایت نسلی است که فرزندان خود را برای دفاع از باور و سرزمینشان از دست دادهاند.
زنان خانهدار، مادران شهدا، دختران نوجوان و بانوانی با لباسهای محلی، در کنار یکدیگر ایستاده بودند؛ تصویری که نشان میداد روایت دفاع و شهادت، در هرمزگان به یک نسل یا یک گروه خاص محدود نشده است.
«لبیک یا سیدمجتبی» در کنار آبهای خلیج فارس
در بخش دیگری از مراسم، شعارهای مختلف از بلندگوها پخش شد و جمعیت با مشتهای گرهکرده پاسخ دادند، «لبیک یا سیدمجتبی» و «وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد...» از جمله شعارهایی بود که در ساحل طنین انداخت.
همزمان، شعارهای «مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا» نیز از سوی گروههایی از شرکتکنندگان سر داده شد.
در کنار این شعارها، نوای «اللهاکبر» فضای ساحل را پر کرد؛ صدایی که لحظهای در میان همهمه جمعیت گم نمیشد و دوباره از گوشهای دیگر برمیخاست.
رزمایش «جانفدایان ایران» تنها حضور گردانهای بسیجی نبود؛ اهل سنت و شیعه، اصناف، بسیجیان، طلاب و روحانیون، خانوادههای شهدا، زنان و مردان، جوانان و نوجوانان در کنار یکدیگر حضور داشتند.
رژه موتوری و خودرویی، حضور گردانهای مختلف بسیجی و نمایش آمادگی گروههای مردمی، بخش دیگری از این اجتماع بود.
در این میان، شاید یکی از مهمترین تصاویر، حضور مردم عادی بود؛ همانهایی که نه لباس نظامی بر تن داشتند و نه در صفوف رسمی رژه میرفتند، اما با پرچم ایران، عکس شهدا و چفیه، خود را به ساحل رسانده بودند.
هرمزگان؛ ایستاده کنار ایران
رزمایش بزرگ «جانفدایان ایران» در حالی به پایان رسید که پرچم ایران همچنان بر فراز جمعیت در اهتزاز بود.
۱۱۰ هزار نفر آمده بودند؛ اما آنچه در ساحل بندرعباس دیده میشد، تنها شمار آدمها نبود بلکه هر پرچم، خاطره یک خانه بود؛ هر عکس شهید، روایت یک خانواده؛ هر دانشآموز، ادامه راه یک نسل و هر موج خلیج فارس، گویی شاهدی بر تاریخی که هنوز در حافظه این مردم زنده است.
هرمزگان در این روز، در کنار آبهای نیلگون خلیج فارس، بار دیگر روایت خود را بازگو کرد؛ روایتی از ایران، از شهیدان، از مادران چشمانتظار، از مدرسههایی که نام شهدا را بر دیوارهایشان نگه داشتهاند و از عروسیهایی که قرار بود آغاز زندگی باشند اما در میانه راه ناتمام ماندند.
دریا آرام بود، اما ساحل پر از صدا؛ صدای «اللهاکبر»، صدای کودکان و نوجوانان، صدای مادران شهدا و صدای مردمی که در میان پرچمهای سهرنگ ایران ایستاده بودند و خلیج فارس، بار دیگر شاهد بود که در این سوی تنگه هرمز، روایت ایران هنوز با نام شهدا، با خاطرهها و با امید به فردا ادامه دارد.
1405/07/06